
یک روز ، یک جایی ، ناگهان ، این اتفاق برایِ ما میافتدکتاب مان را میبندیم ، عینکمان را از چشم بر میداریمشمارهای را که گرفته ایم قطع میکنیم و گوشی را روی میز میگذاریمماشین را کنار جاده پارک میکنیم و دستمان را از رویِ فرمان بر میداریماشکهایمان را پاک میکنیم و خودمان را در آینه نگاه میکنیمهمانطور که در خیابان راه میرویمهمانطور که خرید میکنیمهمانطور که دوش میگیریمناگهان میایستیممیگذاریم دنیا برای چند لحظه بایستدو بعد همانطور که دوباره راه میرویمو خرید میکنیمو شماره میگیریمو رانندگی میکنیمو کتاب میخوانیماز خ...
ادامه مطلب
گاهی باید بی رحم بودنه با دوستنه با دشمنبلکه با خودتوچه بزرگت میکنه اون سیلیکه خودت میخوابونی تو صورتت.......
ادامه مطلب