
تو سه چهار سال گذشته برام خیلی اتفاق افتاد مسیر زندگیم عوض شد هدفام تغییر کرد زندگیم تغییر کرد خودم زمین تا آسمون فرق کردم خوب و بد گذروندم انصافا زندگیمم باهام خوب تا نکرد ولی خب دیگه زندگیه تو این چن سال خیلی چیزا دیدم آدمای مهربون آدمای بد یه عده بیشعور یه سری خاطره یه مشت عذاب وجدان یکم مقصری یه دنیا بد بودن یاد گرفتن مهربونی تو این چن سال یه سری چیزا رو یاد گرفتم مثلا خیلی زود دیر میشه این یکی از دستاوردای مهم این چن ساله مثلا این نیز بگذرد تنها جمله اس برا دلخوشی گاهی وقتا یاد گرفتم صبر کنم یاد گرفتم از بعضیا متنفر باشمو رفتارمو باهاشون تغییر بد...
ادامه مطلب
من آرام تر از تمام دیوار ها،فرو ریختم!چه تلخ و بیصدا... دلت را برای ریزش ِ تنهایی امهمیشهکم داشتم..!...
ادامه مطلب
در اوج ناراحتی قرار دارم الان خواهرم اومده تو اتاقم یه بیسکویت شکلکی دستشه میگه هر کی از اینا بخوره همین شکلی میشه منم اصلا تو باغ نبودم فقط گفتم هااااا بعدم گفتم سپیناز میشه بری بیرون حالم خوب نیس درس دارم بعد گف پس بیا اینو بخور شبیه گاوا شی ینی.... ینی.... والا منم خواهری دارم نوبرااااا خدایا این باز چه بلای آسمانی ایه یکم موقعیتو درک کن دیگه این الان ینی چی باشه خب خوردم خوبه الان؟...
ادامه مطلب
یک روز ، یک جایی ، ناگهان ، این اتفاق برایِ ما میافتدکتاب مان را میبندیم ، عینکمان را از چشم بر میداریمشمارهای را که گرفته ایم قطع میکنیم و گوشی را روی میز میگذاریمماشین را کنار جاده پارک میکنیم و دستمان را از رویِ فرمان بر میداریماشکهایمان را پاک میکنیم و خودمان را در آینه نگاه میکنیمهمانطور که در خیابان راه میرویمهمانطور که خرید میکنیمهمانطور که دوش میگیریمناگهان میایستیممیگذاریم دنیا برای چند لحظه بایستدو بعد همانطور که دوباره راه میرویمو خرید میکنیمو شماره میگیریمو رانندگی میکنیمو کتاب میخوانیماز خ...
ادامه مطلب
متنام از این به بعد همه اش بی مخاطبه همه همه اش دیگه زندگیم مخاطب نداره فقط خودمم و خودم با یه خنده همیگشی دیگه هیچکی برام مهم نیس جز خودم فقط خودم...
ادامه مطلب