خاله ربابه - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 14:33
بچه بودم خونه مادرجون پنج سالم بیشتر نبود مادر جون ی چادر گل گلی از سر پارچه چادر خودش برام دوخته بود ته کوچه مادرجون میخورد به ی دیوار کاه گلی پشتش خونه باغ قدیمی بود درختای بلندی داش اونور تر ی کوچه میخورد ولی این خونه همچنان ادامه داش ی در کوچیک چوبی از اونا که پشتش ی پرده اس همیشه خدا هم بازه یا...
من ارگ بمم... - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 14:33
من ارگ بــمم ، خشت به خشتم متلاشی تو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و کاشی این تاول و تبخال و دهان سوختگیها از آه زیــــاد است ، نــه از خوردن آشی از تُنگ پریدیم به امید رهایـــی ناکام تقلایی و بیهوده تلاشی یک بار شده بر جگرم زخـــم نکاری؟ یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟ هر بار دلم رفت و نگاهی بـه تو کردم بر...
بارون میاد... - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 14:33
بهترین تجربه زندگیم بود امشب با بابام کلی زیر بارون راه رفتیم خیلی قشنگه بارون امشب خدایا شکرت
آروم آروم... - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 14:33
آروم آروم اومد بارون شدیم عاشق زدیم بیرون اومد نم نم نشست شبنم رو موهامون رو موهامون ^__^
باران - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 14:33
کاش بارانی ببارد قلبها را تر کند بگذرد از هفت بند ما صدا را تر کندقطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها رشته رشته مویرگهای هوا را تر کندبشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را شاخه های خشک بی بار دعا را تر کندمثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت سرزمین سینه ها تا نا کجا را تر کند چترها تان را ببندید ای به ساحل م...
آهنگ جدیدم - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 14:33
همینجوری یهویی گفتم بزنم به اون درش آهنگ عشقم مشقم بزارم امروزم زهرا تعریف کرد از آلبوم جدید محمد علیزاده گوش کردم همین آهنگ عشقم این روزا شو دوس داشتم همینو گذاشتم یکم هوا به کله تون بخوره حالت تهوع گرفتین بس که آروم آروم گوش دادین یا حامد همایون نگا کنین من چقد به فکر شمام... قدر نمیدونین!
تعطیلیم فردا... - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 14:33
زنگ زدم خانم مردان فردا تعطیلیم سنجش هم دوشنبه هفته دیگه اس... خیلی خیالم راحت شد خیلی حداقل دغدغه نوشتن انشای مزخرف ندارم گرچه انشاهای من مزخرف نیس
مکالمه... - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 14:33
برای زهرا مکالمه اس
بالاخره میرسه... - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 14:33
گاهی حاضری سخت بگذره ولی بعدش بشینی لبخند بزنی به سختیا تموم میشه ، بالاخره روزای خوب منم میاد
مثه الان... - تاریخ: 1395/8/24 ساعت: 17:01
میخاستم ننویسم بریزم تو خودم ولی...
کوه شنی... - تاریخ: 1395/8/24 ساعت: 17:01
من بلد نیستم انشا عینی بنویسم - تاریخ: 1395/8/24 ساعت: 17:00
من انشای عینی نمیتونم بنویسم خدایا مریم کجایی بیا بگو چه گلی به سرم بگیرم دلم میخاد خودمو بزنم همه ناراحتیمم خالی کنم رو خودم از ظهر همه اش میپرم به سپیناز طفلک مطمئنم اگه بهش بگن دو تا گزینه داری یا تو یه خونه با ستایش باشی یا بری کارتون خواب شی میره کارتون خواب میشه به جان خودم خب صورت مسئله رو پا...
دلم بد جور هوای بچگیامو کرده... - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 11:28
نمایشگاه کتاب بسیار عجیب خوشحالم کرده یاد بچگیام افتادم وقتایی که نمایشگاه کتاب فرهنگسرا بود و دستام پر بود از کتابای حسنی و داستانای مختلفش هر چی گذش کتابام بیشتر شد بعد چن سال دیگه کتاب حسنی نمیخوندم دایرة المعارفای مختلف خریدم کتابای مربوط به افسانه های ملل داستانای تخیلی در مورد غولا و هیولاها خ...
نمایشگاه کتاب امروز... - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 11:28
نمایشگاه عااااالی بود خیلی خوب بود مخصوصا همون قسمت انتشارات آموت باشه امشب کار ندارم دوباره هم میرم البته باید با مامانم حرف بزنم بسیار خوشحال شدم که مامانم ناراحت نشد رمان خریدم گف خودت میفهمی چی مهمتره اگه واقعا درست برات مهم باشه درسو به رمان ترجیح میدی تو دختر خودمی بعله!!!! منم عین الاغی که به...
همینطوری یهویی متنش به دلم نشست... - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 11:28
بِهتَریـن دوست اونیه کـه . . . اولیـن قَطــره اَشکِتـو میبیـنه دومیشــو پاک میکُنــه و سِومی رو تَبدیــل به خَنــده میـکُنـه . . . پَس بـه سَلـامتی بِهتَرین دوسـتـا . . .
خدایا ببخش... - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 11:27
خدایا مرا ببخش به خاطر تمام لحظه هایی که تو با من بودی و من فکر می کردم تنها هستم به خاطر تمام ثانیه هایی که منتظرم می ماندی و من نمی آمدم ؛ مرا ببخش به خاطر تمام روزهایی که تو برای من بهترین ها را خواستی و من برای رسیدن به بدترین ها ناامیدت کردم... به خاطر تمام درهایی که کوبیدم و هیچ کدام در خانه ی...
آخر ماه است و نمرات یکی یکی مشخص میشود... - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 6:18
امروز امتحان شیمی داشتیم عااااااااااالی بود خدایا شکرت خبرای خوب دائما داره بهم میرسه نمره زیستم نمره ریاضیم نمیگم عاااااالی بودم که نبودم همیشه جا برا بهتر بودن هس ولی خدایا شکرت که جوابشون خوب بوده خنده ام میگیره وقتی قبل امتحان تو دلم از کیا کمک خواستم واقعا خنده ام میگیره چون اصلا تا حالا ندیدمش...
متنفرم^_^ - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 6:18
حرفامو در یک جمله خلاصه میکنم از موز متنفرم^_^
نمره عاااالیه فیزیک+گند زدن دینی - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 6:18
امروز روز بسیااااااار دلپذیری بود غیر زنگ آخرش جواب امتحان آمادگی رو دادن شد ده از ده حالا این زیاد درس مهمی نیس جواب امتحان فیزیک رو هم دادن اولین نمره کاملم بود از دروس اختصاصی به خاطرش کلی کتک خوردم همچنین لگد دم فرزانه گرم حداقل اون یکی نزد منو مامانم میگه خب چرا گذاشتی بزننت؟ گفتم خب من قبلا هم...
واقعا درسته! - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 6:17
بگذار فکر کنند نفهمیدی...!میدانی چیست..!یک وقت هایی باید خودت را به بیخیالی بزنیبیخیال تمام آدم هایی که دوستت ندارند!بیخیال تمام کار هایی که می خواستی بشود ولی نشد!بیخیال تمام رکب هایی که خوردی!بیخیال هر کس که امروز وارد زندگیت شد و فردا رفت!بیخیال تلاش های بی نتیجه اتدوست داشتن های بی ثمر ات!وقتی ک...

برچسب‌های مرتبط

تعبیر خواب کوه شنی | من بلد نیستم به انگلیسی | من بلد نیستم حرف بزنم | من بلد نیستم | دلم بد جور گرفته | دلم بد جوری گرفته | دلم بد جور شکسته | دلم بد جور شکست | دلم بد جوری هواتو کرده | دلم بد جوری شکست